پژوهشكده تحقيقات اسلامى
40
سرداران صدر اسلام (فارسى)
عمل ، همچنان در دست مسلمانان باقى بماند ؟ بنابراين ( چه به جهات سياسى وياحقوقى وياغيره ) پيامبر صلىاللّه عليه وآله در آغازهيچگونه چشم داشتى نسبت به دارايىهاى قريش نداشته ، و از هرگونه برخورد مسلحانه با كاروانهاى قريش به شدّت پرهيزمىكرده است . 3 - ياهدف تقاص ومقابله به مثل بادشمن ، درسلب وتاراج دارايىهاى مسلمانان در مكه ومحاصره اقتصادى شهر مدينه توسط قريش ومشركان بود ؟ علت اعزام اين سرايا هرچه باشد در سال اوّل هجرت يعنى ماه هفتم همين سال حضرت اوّلين سريّه را ترتيب دادند كه فرمانده اين سريّه حمزه بود . « 1 » چرا حمزه اماچرا حمزه براى اين فرماندهى ويژه ا نتخاب شد ؟ انتخاب فرماندهان در چنين مقطع حساس و دشوارى ، بيانگر ويژگيهاى شخصيتى فرمانده و تناسب وى با اهميّت مسؤوليتهاى واگذار شدهء به اوست . اعزام نيرو در سالهاى اول و دوم هجرى ( سريّه هاى « 2 » پيش از بدر ) فرايندى است كه همگونىهاى بسيارى را با يكديگر داراست . اولًا : همهء فرماندهان آنها از ميان مهاجران انتخاب شدهاند . ثانياً : همهء نيروها مهاجرند . « 3 »
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 402 . ( 2 ) . تعريف غزوه و سريّه آنگونه كه شايع است اينست كه « غزوه » آن عملياتِ نظامىاست كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله شخصا در آن حضور داشته ولى « سريّه » آن كوشش نظامى است كه آن حضرت درآن حاضر نبوده است . ( 3 ) . همهء تاريخ نگاران در اين ديدگاه با يكديگر اتفاق نظر دارند ، به ويژه يعقوبى كه به دقت نظر معروف است چنين نوشته است : « پيامبر صلىاللّهعليه وآله حمزة بن عبدالمطلب را به فرماندهى سريّهاى ازسوى « عيص » به كرانهء درياى سرخ به همراه سى تن ازمهاجران روانه كرد . . . » سپس يعقوبى درپايان با تأكيد اضافه مىكند كه : « و هيچيك ازانصار در ميان ايشان نبود . » ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 69 ) تنها واقدى در ( مغازى ، ج 1 ، ص 9 ) دربارهء عمليات گشتى حمزه درعين اينكه درمورد رقم نيروها با ديگران اختلافى ندارد ، اما درهويّت اين نيروى سى نفره دو نظر متفاوت ارائه كرده است . او نخست اظهار كرده كه اين نيروها از دو گروه پانزده نفره تركيب شده بود ، كه گروهى را مهاجران وگروه ديگر را انصار تشكيل مىدادند . ولى چند سطر بعد نظر ديگرى بيان داشته كه همان نظر اجتماعى تاريخ نويسان است و گفتهء پيشين خود را نفى مىكند ، اگر چه اين نظر كلّى بيان شده و ناظر به همهء سريّههاى پيش ازبدر است . واقدى گويد : « ابن مسيب و عبدالرحمن بن سعيد گويند : پيش از آنكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خود شخصا به بدر برود ، هيچيك از انصار را به هيچ سو روانه نكرد . چون تصور مىكرد كه آنان تنها در مدينه آن حضرت را يارى خواهند نمود . و در پايان گزارش اين عقيده را صحيح دانسته ، مىگويد : « و اين نظر به اثبات رسيده است » مغازى ، ج 1 ، ص 10 . شايان توجه است كه طبرى در تاريخ خود نظر دوم واقدى را به وى نسبت داده . آنجا كه نوشته است : « واقدى گويد : رسول خداصلىاللّه عليهوآله درماه رمضان اين سال ( اول هجرى ) پس از گذشت هفت ماه از هجرت خودپرچم سفيدى به دست حمزة بن عبدالمطّلب داد و او را به فرماندهى سى تن از مهاجران منصوب فرمود . و به منظور معارضه با كاروانهاى قريش روانه كرد . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 402 .